ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱٩  

آدمی پای ميگذارد بر روی زمين

 

به رسم پيشينيان ( با اشک )

 

حتی آدم که زائيده نشد هم, وقتی پا ی بر زمين گذاشت

 

چشمانش پر خون بود .

 

۱۹:۰۲

 

۸۵/۱۰/۲۶


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱۱  
روزی عاشق شدم ,

غروب را زیبا دیدم ,

شب را به امید صبح نخوابیدم ؛

روزی عاشق شد ,

غروب غم انگیز بود ....




کلمات کلیدی:
 
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۳  
هیچ تنهایی درد هیچ تنهایی رو نمیدونه ؛

میدونی چرا ؟

چون اگر اینجوری بود ، هیچ کس ، کسی 

رو تنها نمیگذاشت .

3/12/85

21:57




کلمات کلیدی: